• مخ‌مخه‌ی بودن

    «معلم مدرسه‌ای که تصمیم به عضویت در گروه خیریه‌ای می‌گیرد.» این یک خط، قاب داستانی کتاب گاف است. اما روایت آن‌چه در ذهن شخصیت می‌گذرد، داستان را از زمینه‌ی سطح نخست آن جدا می‌کند و خواننده مواجهه‌ با انسانی همدلی‌پذیر را در خط روایت تجربه می‌کند. آن‌چه درباره‌ی کتاب گاف می‌نویسم البته همه‌اش شاید خیالِ ...

  • در همدلی با فروپاشی روانی

    «فروپاشی روانی» ترکیبی ترسناک است، اما این یادداشتِ کوتاه تلاشی است برای آغازِ گفت‌وگویی در جهتِ دفاع و همدلی با احتمالِ این رویداد. انسانِ جهانِ مدرن همواره در تلاش برای فرار از هرگونه خطری است. این خطرات که در گذشته‌ی دور امکانِ شکار شدن توسط موجودات دیگر را شامل می‌شده، امروز از جمله شاملِ خطرِ «شادیِ ...

  • درباره‌ی فیلم: The Green Ray (1986)

    جایی خواندم که در یونان باستان، هر چهار سال یک بار و در روز آغاز فستیوال المپیک، هنگام غروب خورشید، زنان طی مراسمی خیره به خورشیدِ در حال غروب، برای مرگ آشیلِ قهرمان گریه می‌کردند. از همین رو شاید بتوان رابطه‌ی شاعرانه‌ای بین اشک‌های دِلفین هنگام تماشای غروب در انتهای فیلم و این رسم باستانی ...

پیمایش به بالا